تبليغاتX
نامرد عالم
hamenamardan

 


چندي قبل با يكي از «مرد»ان فرهيخته كه اثر ماندگاري نيز در زمينه فرهنگ و ادب اين مرز و بوم از خود بجاي گذاشته و قبل از انقلاب نيز در راه مبارزه براي سربلندي كشور سال‌هاي متمادي در زندان بوده است ديداري داشتم.وقتي كه سخن از جناح‌بندي‌هاي مرسوم بود، گفتم كه به نظر من جناح‌بندي اصلي در ايران نه «چپ» و «راست» و نه «محافظه‌كار» و «اصلاح‌طلب» و نه «مذهبي» و «غيرمذهبي» و... است. بلكه جناح‌بندي اصلي «مرد» و «نامرد» است. اين موضوع را حدود 6 سال قبل هم توضيح دادم و حتي در مطبوعات آن زمان هم منتشر شد و براي اين تقسيم‌بندي خود دلايل تئوريك نيز دادم. وي كه خود نيز از «مرد»ان زمانه است، داستاني را تعريف كرد كه قبل از دولت جديد در جايي كه مسئول آن بود، معاوني داشت كه بيش از يك دهه در آنجا معاون افرادي بود كه اصلاح‌طلب بودند و او نيز خود را همراه و همگام آنان معرفي مي‌كرد. اما به محض آن كه رئيس جمهور جديد آمد اين آقا بدون اطلاع رفت و نزد آنان و شروع به بدگويي كرد، آن هم چه بدگويي‌هايي!! به هر حال ايشان پيشنهاد كرد كه يك بار ديگر به مسأله «مرد» و «نامرد» اشاره كنم و اين يادداشت را نيز در اجابت خواسته ايشان و علاقه خودم به موضوع و جالب بودن آن براي شما تقديم مي‌دارم.

مبناي طبقه‌بندي اشيا و امور چيست؟ چرا وقتي وارد يك فروشگاه زنجيره‌اي بزرگ مي‌شويد، مواد غذايي در يك طبقه، پوشاك در طبقه بعدي و وسايل خانه نيز در طبقه ديگري قرار دارد؟ چرا در فروشگاهي ديگر كه مخصوص فروش مواد غذايي است، گوشت در يك طبقه، لبنيات در جايي ديگر و... قرار مي‌گيرند؟ در واقع هر نوع طبقه‌بندي برحسب نياز و كاربرد كسي كه طبقه‌بندي را انجام مي‌دهد، شكل مي‌گيرد. هر نوع طبقه‌بندي كه با هدف مشخصي انجام نشود، بي‌فايده و گمراه‌كننده است. البته هر نوع طبقه‌بندي تا حدي هم گمراه‌كننده است و بخشي از واقعيت را در دل خود پنهان مي‌كند. به عبارت ديگر با طبقه‌بندي كردن امور، چيزهايي را به دست مي‌آوريم و در مقابل چيزهايي را نيز از دست مي‌دهيم. بهترين طبقه‌بندي آن است كه چيزهايي زيادي نصيب و چيزهاي كمي را پنهان نمايد.
حال در حوزه سياست ايران كدام طبقه‌بندي موثرتر است و واقعيت‌هاي بيشتري را در اختيار مي‌گذارد (با زبان و منطق علمي، واريانس بيشتري را تفسير مي‌كند). قبلاً طبقه‌بندي مذهبي و غيرمذهبي بود، مدتي طبقه‌بندي چپ و راست بود، سپس طبقه‌بندي اصلاح‌طلب و محافظه‌كار و اكنون اصلاح‌طلب و اصولگرا و هميشه هم ميانه‌رو و تندرو در كنار ساير تقسيم‌بندي‌ها استعمال مي‌شده است. هر كدام از اين طبقه‌بندي‌ها در مقاطعي كارآيي خود را داشته‌اند، اما يك تقسيم‌بندي كليدي نيز در ساختار ايران هميشه وجود داشته و مغفول مي‌مانده است، «مرد» و «نامرد». علت اين تقسيم‌بندي هم اين است كه ساختار سياسي در ايران در قديم به گونه‌اي بوده كه مستعد براي جذب و پرورش گروه دوم اين طبقه بوده است. و همين كاربرد است كه ضرورت توجه به اين طبقه‌بندي را بيشتر مي‌كند.
به تاريخ خيلي قديم نمي‌پردازيم، كافيست دوران قاجار را مرور كنيم و ببينيم كه تقسيم‌بندي «مرد» و «نامرد» بيش از هر تقسيم‌بندي ديگري به فهم افراد و ماهيت آنها كمك مي‌كند. نامردهاي هر دو جناح مشروطه‌خواه يا مشروعه‌خواه ضررشان بسيار بيشتر از «مردهاي» (اعم از نسوان يا رجال) هر دو جناح است. در زمان رضاشاه و پسرش هم همين اصل صادق است. آدم به مردهايي كه در جبهه طرف مقابلش هستند احترام مي‌گذارد و حتي آنان را دوست هم دارد، چرا كه فارغ از تفاوت فكري، آنان را داراي حريت مي‌داند، و چه هدفي بالاتر از حريت و آزادگي براي انسان؟ در واقع جمله مشهور امام حسين (ع) كه: «اگر دين نداريد، آزاده باشيد»، توجه به همين نكته است. تفاوت آنان در چيست؟
مرد، آزاده است. نامرد بنده قدرت.
مرد، يك رو و صريح است. نامرد در دورويي چيزي كم نمي‌گذارد.
مرد، صادق و راستگوست. نامرد، دروغ مي‌گويد به راحتي آب خوردن.
مرد، عزيز است. نامرد، ذليل و خوار.
مرد، ... نامرد ... (خودتان پر كنيد)
يكي از تفاوت‌هاي مهم مرد و نامرد در رفتار سياسي،نحوه برخورد آنان با افراد زيردست و بالادست است. مرد در برابر افراد بالادست، حريت و استقلال خود را حفظ مي‌كند، به انسانيت و آزادگي افراد زيردست خود احترام مي‌گذارد و آن را پاس مي‌دارد. اما نامرد همان قدر كه در برابر بالادست و قدرتمندتر از خودش ،ذليل و خاضع است، در برابر زيردست خود، پرخاشگر و توهين و تحقير‌كننده ظاهر مي‌شود.
مرد رابطه‌اش را با ديگران برحسب سلايق و علايق و انسانيت برقرار مي‌كند و كاري به قدرت آنان ندارد، اما از نظر نامرد، ديگران چیزی جز پوست و گوشتي كه حامل قدرت (اعم از سياسي يا مادي و...) است، نيستند، لذا براي مرد فرق نمي‌كند كه فرد مقابلش صاحب يا فاقد قدرت است، اما براي نامرد مسأله اصلي دارايي وقدرت فرد مطرح است و نه چيز ديگر.
مردي و نامردي در هر نقشي خود را نشان مي‌دهد، كارشناس هم مرد و نامرد دارد. كارشناس مرد به واسطه تعريف نقش خودش و دستمزدي كه مي‌گيرد، در بند حقيقت است، كارشناس نامرد، به قول معروف نوكر بادنجان نيست بلكه نوكر اعليحضرت است! لذا به راحتي زير هر نظر غيركارشناسي و مخالف مصالح ملت را به اسم كارشناس امضا مي‌كند.
مردها وقتي كه روزگار برگردد رعايت مخالفان خود را مي‌كنند، اما نامردها وقتي كه روزگار عوض شود حتي رعايت ولي‌نعمت‌هاي خود را هم نمي‌كنند. و در دشمني با آنان براي چسبيدن به ولي‌نعمت‌هاي جديد، گوي سبقت را از هر فرد ديگري مي‌ربايند.
به نظر من امروز هم در ارزيابي افراد ملاكي كارآمدتر و بهتر از تقسيم‌بندي «مرد» و «نامرد» نيست، گرچه مردهاي جبهه مخالف اندك هستند، زيرا كه محيط و ساختار آنان چندان تاب تحمل مرد را ندارد، اما از نظر من همان اندك مردهاي ديگر هم احترام و حرمت بيشتري از كساني دارند كه در جبهه مردم سنگر مي‌گيرند، اما نامردی را به شيطان هم تدريس مي‌كنند.


+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت 13:52  توسط تنهاترین | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
دوستت دارم را با ط می نویسم بگذار دیگران هم از طنابش بالا بیایند

نوشته های پیشین
آذر 1386
تیر 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
پیوندها
عاشقانه ها
از غصه لبریز
نقطه سر خط
فریادی در سکوت
mather مادر
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM